«فتنه» واژهاى است كه همه از آن وحشت دارند و نتيجه آن را شوم و ناگوار مىدانند، ولى فتنه چيست؟ و نشانههاى آن كدام است؟
فتنه به حوادث پيچيدهاى مىگويند كه ماهيّت آن روشن نيست؛ ظاهرى فريبنده دارد و باطنى مملوّ از فساد؛ جوامع انسانى را به بىنظمى، تباهى، عداوت، دشمنى، جنگ و خونريزى، و فساد اموال و اعراض مىكشاند. و از همه بدتر اين كه قابل كنترل نيست.
غالباً، در ابتدا چهره حق به جانبى دارد و ساده انديشان را به دنبال خود مىكشاند و تا مردم از ماهيّت آن آگاه شوند، ضربات خود را بر همه چيز وارد ساخته است.
فتنهها، هيچ قانونى را به رسميّت نمىشناسند؛ ممكن است در يك شهر همه چيز را به آتش كشد و در كنار آن شهر ديگرى باشد كه در امان بماند. فتنه همانگونه كه امام عليه السلام در فراز بالا بيان فرمود، مانند گِردباد است كه همه چيز را با خود مىچرخاند و مىبرد و گاه ديده شده گردبادهاى سنگين، انسانها، حتّى اتومبيل را از جا كنده و به آسمان برده و به هر سو پرتاب مىكنند!! فتنهها نيز با شخصيّتهاى بزرگ اجتماعى، دينى، علمى و سياسى و با اموال مردم و سرمايههاى جامعه، همين كار را مىكند.
مىدانيم گردبادها بر اثر وزشِ دو جبهه قوىّ باد در دو جهت مخالف، پيدا مىشود؛ يعنى دو جبهه مخالف در هم مىپيچند و به گرد هم مىگردند و گردباد را به وجود مىآورند؛ فتنهها نيز بيشتر از اختلافات بر مىخيزد؛ آنگاه كه دو جناح، بىفكر و بىمطالعه، بىرحمانه به جان هم مىافتند، فضاى جامعه را تيره و تار مىسازند، نتيجهاش آن است كه گردبادهاى حوادث و ناامنى، همه چيز را از بيخ و بن مىكند و نابود مىسازد!
به همين دليل، در برابر حوادث اجتماعى بايد خوش بينىها را تا حدّى كنار گذاشت و درباره كسانى كه روى صحنه و پشت صحنه هستند، دقّت كرد و سوابق آنها را بررسى نمود و اگر فتنهاى در كار است، مردم را با خبر ساخت و اين وظيفه انديشمندان هر جامعه است.
جنگهايى كه در دوران حكومت امير مؤمنان على عليه السلام به وقوع پيوست، هر كدام نمونه بارزى از فتنه بود؛ در «جنگ جمل»، «عايشه» همسر پيامبر صلى الله عليه و آله را بر شتر سوار كردند و دو نفر از صحابه پيامبر- كه سوابق نسبتاً خوبى در اسلام داشتند- بر اثر هوا و هوس و وسوسههاى شيطان آتش فتنه را بر افروختند و نخستين بانگ اختلاف را در امّت اسلامى سر دادند؛ در اين ميان، نزديك به بيست هزار نفر از مسلمانان در اين آتش فتنه سوختند و خانههاى زيادى ويران شد. تا آن كه با تدبير اميرمؤمنان على عليه السلام آتش فتنه خاموش گشت.
فتنه «شاميان» و «جنگ صفّين» و ادّعاى واهى خونخواهى عثمان و بر سرِ نيزه كردن قرآنها نمونه ديگرى از اين فتنهها بود و هنوز شعله آن خاموش نشده بود، فتنه سومى از آن برخاست! گروهى از متنسّكان جاهل و متعبّدان بىفكر، زير پوشش «حكم فقط حكم خداست» آتش جنگ نهروان را برافروختند.
دقّت در اين نمونههاى عينى، مىتواند تمام ويژگيهاى فتنه را كه امام عليه السلام در نهج البلاغه بيان كرده، عملًا به انسان بياموزد./انتهاي پيام/
فتنه به حوادث پيچيدهاى مىگويند كه ماهيّت آن روشن نيست؛ ظاهرى فريبنده دارد و باطنى مملوّ از فساد؛ جوامع انسانى را به بىنظمى، تباهى، عداوت، دشمنى، جنگ و خونريزى، و فساد اموال و اعراض مىكشاند.
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 407
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0